یک پایان تلخ بهتر است یا تلخی بی پایان

   روند این فیلم از خوشی به نا خوشی و از شادی به غم و از شیرینی به تلخی است و آنقدر این تلخی ها در فیلم زیاد است که تماشاگر راضی به پایان تلخ بشود تا از تلخی  بی پایان فیلم خلاص شود البته به گفته فیلم.

   صحنه اول فیلم با فریاد زدن سرنشینان یک ماشین در تونل آعاز می شود یک جور خالی کردن درون از غصه ها ، خلاصی از دردها و رنج ها و یک جور شادی.و بعد هم شوخی و خنده گروه .نقطه شروع تلخی ها را باید هنگام گرفتن ویلا دانست که به علت بازگشت صاحب ویلا ، مجبور به استفاده از یک ویلای بی در و پیکر و با پنجره های شکسته می شوند با این حال بازهم شادی و شیرینی و طراوت خود را حفظ می کنند و کماکان به رقص و آواز ادامه می دهند .تا آنکه ماجرای غرق شدن پسر بچه (آرش) و بعد هم الی به وجود می آید و لحظه به لحظه تلخی و مرارت فیلم بیشتر و دردناک تر می شود جمعی که نمی خواهند مرگ الی را بپذیرند و این تلاش بیهوده برای نجات یک مرده بر تلخی فیلم می افزاید.یک تلخی بی پایان.

پایان فیلم تلخ است : الی می میرد و جسدش پیدا می شود.اما سوال این جاست : چقدر فرهنگ ایرانی با این روند و با این پایان موافق است و این روند با فرهنگ ایرانی چقدر همخوانی دارد؟(البته حرف من به این معنا نیست که فیلم با پایان تلخ نسازیم بلکه اشکالم فیلم هایی با این روند و با پایان مطلقاً تلخ و سیاه است) یعنی فرهنگ ایرانی راضی به تحمل تلخی ها ست اما راضی به پایان تلخ نیست می جنگد هود را فدا می کند که پایان کار روشن باشد.هر چقدر هم تحمل تلخی ها سخت و مرارت آور باشد بازهم فرهنگ ایرانی به خاطر یک نقطه روشن تحمل می کند.بازهم راضی به پایان تلخ نیست اگر تلخی در این دنیا پایان نیافت در دنیای جاوید و باقی دیگر به شیرینی بدل خواهد شد و این همان فرهنگ انتظار است .هر چقدر زندگی تلخ و سخت باشد و حکومت ها نا عادل و جابر باشند روزی می آید آنکه تمام کند تلخی ها را.اصلاً هنر مکتب انتظار تقییر ، اعتراض ، مبارزه و مقاومت است. اگر این تفکر در ایرانیان نبود یا ما زیر چتر یونانیان بودیم یا زیر سیطره مغولان.ایرانیان سال ها جنگیدند و تلخی ها را تحمل کرد تا حکومت مغولان را تغییر دهند هر جا که می شد مسلحانه نمی شد با علم و دانش.در زمان حکومت بنی عباس بارها و بارها دست به قیام زدند(از جمله قیام بابک خرم دین ، علویان طبرستان و....) کشته شدند اما دست برنداشتند.مردم خرمشهر با دست خالی و با تعدادی اندک سلاح سبک 3 ماه جلوی ارتش عراق ایستادند و مقاومت کردند و بعد از سقوط 2 سال مردم ایران جنگیدند و گشته دادند تا خرمشهر دوباره آزاد شد. شاید فرهنگ آلمانی(غربی) پایان تلخ را بپذیرد و بگوید یک لحظه تلخی را تحمل می کنم ولی خودم را نجات می دهم خودم را خلاص می کنم(هر چند که خلاص نمی شود و تا آخر عمر عذاب وجدان خواهد داشت و این خود یک تلخی بی پایان دیگر است) اما فرهنگ ایرانی این را نمی پذیرد(البته شدت این حرف در آدم های مختلف متفاوت است بسته به عمق اعتقاداتشان )

   در پایان امیدوارم سازندگان این فیلم متوجه مطالب فوق نشده و از روی عمد و با نیت مخالفت با فرهنگ ایرانی و فرهنگ انتظار این فیلم را نساخته باشند.

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
یک دوست

"سرنشینان یک ماشین در تونل "آعاز "می شود " یک غلط داشتی می شی 19 !!!!!!!