یادداشتی بر مجموعه "مرد هزار چهره"

   از قسمت اولی که سریال را دیدم خوشم آمد فهمیدم مهران مدیری کار متفاوتی را ارایه کرده است واین در قسمت های بعدی بر من ثابت شد.این سریال یک مجموعه انتقادی است.همیشه از خودم می پرسیدم چگونه تمام خواهد شد مسعود شصت چی به عنوان مجرم شخصیت محبوب و دوست داشتنی سریال است که اگر محکوم گردد قانون چهره زشت و خشنی می گیرد و اگر محکوم نشود کلاهبرداری توجیه شده است.   همانطور که گفت مقصر بود اما دیگران نیز مقصر بودند.وی مقصر بود که بازیگوشی کرده بود که فراموش کرده بود کیست و جایگاهش کجاست و دیگران که عاشق قهرمان سازی بودند و شصت چی را در هر پستی که قرار می گرفت تا عرش بالا می بردند و در حد خدایی پرستشش می کردند و دروغ های فاحش و واضح وی را باور می کردند چون دوست داشتند که باور کنند.اگر می گفت دو عمل همزمان انجام دادم یا رکورد سرعت در عمل جراحی دارم باور می کردند و حتی تشویقش نیز می کردند.همه دکترها ،پرستارها،مردم،همه و همه فقط به اسم طرف توجه می کردند.   وقتی در جایگاه پلیس قرار گرفت به خاطر لباسش محترم شد هیچ کس حکمی،برگه ماموریتی چیزی از او نمی خواست چرا چون ارتش چرا ندارد.وقتی کسی خیلی بزرگ شد دیگر هیچ خدایی را بنده نیست شروع می کند به جولان دادن بر خلاف قانون هر کسی را خواست می گیرد هر کسی را خواست می زنداز بچه دوازده ساله گرفته تا پیرزن شصت ساله.این نتیجه بالا بردن کسی است که لیاقت ندارد ظرفیت ندارد در حالی که در جامعه انسانهای بزرگی داریم که نا شناس مانده اند حتی در همین نیروی انتظامی امثال همان سروان که موفق به دستگیری شصت چی شد.   متاسفانه این آفت در بین روشنفکران یا بهتر بگویم اشخاصی که روشنفکرنما هستند بیشتر وجود دارد کافیست یک نفر اسمی باشد تا تمام گفته ها و نوشته هایش عالی و پر معنا باشند حتی ذره ای درباره آثار او فکر نمی کنند ولی به جایش تا بخواهید حرف می زنند حتی اگر لیست خرید را به جای شعر برایشان بخواند تمام فلسفه های دنیا را بهش ربط می دهند ولی فکر نمی کنند آیا ربطی دارد یا نه بدون فکر اثر را تبدیل به بالاترین اثر هنری می کنند یاد مارسل دوشان افتادم که یک سنگ توالت را امضا کرد و به نمایشگاه فرستاد.  حضرت امیر المومنین جمله زیبایی دارد در باب همین توجه به اسم شخص نه گفته اش.می فرمایند:" ننگر که می گوید بنگر چه می گوید" . ما مرد م مقصریم.ما هستیم که کلاهبردار پرورش می دهیم اما کلاهبرداران نیز مقصر و مجرمند.با این حال اگر ما فکر کنیم اگر حرفی به ما زدند چون گوینده اسمی بوده یا در تلویزیون گفته یا چون در روزنامه نوشته بدون فکر حرف را قبول می کنیم این است که کلاهبردار درست می شود.   آن چیزی که از بازیگوشی و خالی بندی شصت چی بدتر است همانطور که خودش می گوید برداشتن مال مردم است خراب کردن است و...امیدوارم کیفیت و کمیت این آثار در تلویزیون بیشتر و بیشتر شود چرا که نقد سازنده موتور محرک جامعه است برای اصلاح آن     

/ 1 نظر / 17 بازدید
منیر السادات ابطحی

من امروز با این وبلاگ آشنا شدم و اولین یادداشت را خواندم . ظاهرا موضوع و محتوای وبلاگ هنر با گرایش فیلم و سینماست . مطالبتان را دنبال می کنم . امیدوارم در طریق نقد و بیان ضعف ها و قوت ها موفق باشید.