محرم در سینما(2)

 تعزیه یا تعزیت در لغت به معنای کسی را به صبر دعوت کردن و یا ترحیم است و به نمایشی با مشخصات خاصی گفته می شود که در بیان مصایب ائمه(علیهم السلام) علی الخصوص امام حسین (ع) و روز عاشورا اجرا می گردد.در مجلس تعزیه عده ای به عنوان موافق خوان در نقش امام(ع) و اهل بیت (علیهم السلام) و عده ای به عنوان مخالف خوان در نقش دشمنان ائمه بازی می کنند.موافق خوان در دستگاه های موسیقی به تحریر اشعار را می خواند و مخالف خوان بدون هیچ تحریری اشعار را می خواند.در این شیوه نمایشی تنها آلات موسیقی طبل و سنج و دیگر آلات موسیقی جنگی است.در تعزیه معمولاً بازیگران بدون روبنده و بدون هیچ پوششی در نقش ائمه(علیهم السلام) ظاهر می شوند مگر در نقش زنانی مانند حضرت زینب سلام الله علیها که یک مرد با روبنده در نقش آن حضرت ظاهر می شود. نقشی که تعزیه خوانان اجرا می کنند ممکن است در زندگی آنها نیز تاثیر گذار باشد مثلا ممکن بود تا آخر عمر همان نقش لقب آنها می شد.بنده تعزیه ای خوانی می شناختم که همیشه در نقش امام حسین (ع) ظاهر می شد تا جاییکه در بین مردم به لقب امام معروف شده بود مثلا اگر اسم ایشان احمد آقا بود مردم به او احمد آقای امام می گفتند و در آن منطقه بسیار برای ایشان احترام قائل بودند متقابلا ایشان نیز در زندگی خود متناسب با لقب و نقشش رفتار می کرد و به خاطر این لقب دست به هرکاری نمی زد و یا هر حرفی را به زبان نمی راند سینما نیز یک هنر نمایشی مانند تعزیه است حتی ممکن است از تعزیه تاثیرگذار تر هم باشد خیلی از بازیگران هم به نام نقشی که بازی کردند معروف شده اند پس چرا اگر فردی در نقش یکی از ائمه(علیهم السلام) ظاهر گردد با اعتراض شدید مردم مواجه می گردد مثلا سریال مختارنامه به خاطر شایعه ای که درباره بازی فردی در نقش حضرت عباس(ع)، آماج حملات شدید قرار گرفته است درحالی مردم نسبت به بازیگران تعزیه با احترام فراوان برخورد می کنند و همچون اولیاالله آنها را حرمت می نهند حال ببینیم چه دلایلی می توان برای این موضوع یافت؟

اولین نکته ای که به ذهن نگارنده می رسد نمادین بودن تعزیه است بازیگران تعزیه به هیچ وجه قصد بازسازی کربلا را ندارند بلکه به صورت نمادین آن روز را شبیه سازی می کنند مثلا موافق خوان با تحریر و مخالف خوان بدون تحریر اشعار را می خوانند. بازیگران به صورت دایره ای می چرخند اشعار را از حفظ نمی خوانند بلکه از روی نوشته آنها را می خوانند و مثلا به نماد شریعه فرات یک ظرف آب قرار می دهند(هر چند بعضی از علما به تعزیه نیز ایراداتی وارد دانسته اند) ولیکن معمولاً در سینما هدف بازسازی و واقعیت نگاری است (البته در باره این موضوع که آیا ماهیت سینما این گونه هست یا نه نظرات متفاوتی وجود دارد که در اینجا مجال پرداختن به آن ها وجود ندارد)سینماگر می خواهد تاجاییکه ممکن است تمام اجزای صحنه به کربلا شبیه باشد اززمین گرفته تا خیمه ها و حتی بازیگران یعنی مثلا نمی توان یک فیلم درباره عاشورا ساخت و وسط شهر تهران آن را فیلم برداری کرد در حالیکه در تعزیه این گونه نیست و حتی در وسط شهرها هم  می توان آن را اجرا کرد و یا ظاهر بازیگران باید به ائمه شبیه باشد (یعنی نمی توان از یک مرد در نقش حضرت زینب استفاده کرد) و همین طور دیگر ظواهر ظاهری مانند قد و چهره باید مانند ائمه معصومین(علیهم السلام) باشد تا فیلم واقعی از کار دربیاید(هر چند که بازهم تاکید می کنم هنوز هم تمام نظریه پردازان هنری و سینمایی معتقد نیستند ارزش فیلم به واقعگرایی آن است)از طرفی تمثال و شبیه نگاری به چهره ائمه مورد تایید همه علما نیست واکثر علما این نوع تصاویر را محل اشکال دانسته اند و نصب و استفاده از این تصاویر را جایز ندانسته اند پس به طور حتم بازی فردی در نقش ائمه که علاوه بر نشان دادن چهره دیگر خصوصیات ظاهری ائمه را نیز به تصویر می کشد به طوری که به مخاطب القا شود ائمه این گونه بوده اند محل اشکال است.اما در تعزیه به خاطر نمادین بودن هرگز به مخاطب القا نمی شود که چهره ائمه به بازیگر آنان شبیه بوده است همانطور که قبلا اشاره شد نقش حضرت زینب را یکی از مردان تعزیه خوان بازی می کند و هرگز مخاطبی تصور نمی کند که العیاذ بالله چهره حضرت زینب این گونه بوده است.

دومین مساله ای که به ذهن متبادر می گردد تفاوت بازیگر و تعزیه خوان است. تعزیه خوان معمولا کسی است که به تعزیه به عنوان شغل نگاه نمی کند و در ایام خاصی از سال مثل محرم یا زمان شهادت حضرت امیرالمومنین اجرا می شود .تعزیه خوان فقط در همان نقش های تعزیه ظاهر می شود و معمولا موافق خوان و کسانی که نقش امام(ع) یا حضرت عباس(ع) را بازی می کنند نقش مخالف خوان بازی نمی کنند حتی اگر این طور هم باشد خود مخالف خوان ها نیز از نقشی که در آن بازی می کنند برائت می جویند و بیزارند حتی بر نقش خود لعنت می فرستند مثلا شمرخوان در طول تعزیه بر شمر و یزید و عمر سعد لعنت می فرستد و همین طور عمر سعد بر شمر لعنت می فرستد و با این کار از نقش خود برائت می جویند ولیکن در سینما اینگونه نیست علی الخصوص در حال حاضر بیشتر بازیگران به بازیگری به عنوان یک شغل نگاه می کنند و خود را موظف می دانند نقش خود را هر چه بهتر اجرا کنند فرقی نمی کند امام را بازی کنند و یا شمر را .هرگز در طول یک فیلم سینمایی بازیگری بر نقش خود لعنت نمی گوید حتی اگر نقش دشمنان ائمه را بازی کنند به همین خاطر مخاطب از آنها و نقش هردو بیزار می شود(خاطره ای یادم میاد از مرحوم ملاقلی پور ایشان تعریف می کردند بعد از اکران فیلم میم مثل مادر با آقای حسین یاری به سینما رفتیم مردم مختلفی ما را می شناختند و جلو می آمدند و صحبت می کردند آنها به گرمی با من صحبت می کردند و از من تشکر می کردند ولیکن نگاه بسیار سرد و بدی به آقای یاری می انداختند گویا که ایشان مانند نقشی که بازی کرده هستند) و یا اگربازیگر در نقش مثبتی ظاهر شود با وی همزادپنداری می کند.حتی تا جاییکه دیدیم خیلی از بازیگران را به اسم نقش معروفی که بازی کردند می شناسیم مثلا بازیگری را به نام حضرت یوسف می شناسیم و بازیگر دیگری را به نام حضرت مریم.البته برعکس این نیز وجود دارد و این امری ناخودآگاه است یعنی هنگامی که نام حضرت یوسف را می شنویم به یاد بازیگر خاصی می افتیم و چهره آن بازیگر را به عنوان چهره حضرت یوسف در زهن تصور می کنیم.از جاییکه بازیگران به این کار به عنوان شغل نگاه می کنند و نه عقیده و یا مرام و مسلک ، ممکن است بازیگری که نقش یکی از ائمه و یا اولیا خدا مثلا حضرت عباس (ع) را بازی می کند بعد از مدتی در نقش یکی از دشمنان دین و یا حداقل انسانی که آنچنان محکم به دین معتقد نیست و یا یک دزد یا انسان هرزه بازی کند اتفاقا خیلی هم خوب بازی کند به طوریکه آن نقش در ذهن همه بماند .حال چه اتفاقی می افتد؟ مخاطب هر موقع نام حضرت عباس (ع) را بشنود مثلا در مجلس روضه، ناخودآگاه چهره آن بازیگر در ذهنش متصور می شود و با تصویر کردن چهره بازیگر ناخودآگاه آن انسان هرزه در ذهنش می آید و ذهن به طور ناخودآگاه بین این دو مشابهت برقرار می کند یعنی العیاذ بالله بین حضرت عباس(ع) و انسان هرزه مشابهت برقرا می کند این یک قاعده فلسفی و روانشناسی است الف با ب مشابه است ب هم با ج مشابه است پس الف با ج مشابه است.این صغری و کبری خودبخود در ذهن صورت می گیرد . حال اگر بازیگران مختلف در نقش ائمه ظاهر شوند و این امر تکرار گردد باعث می شود علاقه و اعتماد مردم خودبخود به ائمه کاسته شود و این امر ناخودآگاه اتفاق می افتد.این قدرت سینما است می تواند با همنشانی دو عنصر و دو چیز متفاوت آنها را به یکدیگر مرتبط کنند این موضوع را می توان با استفاده از قاعده پائولوف اثبات کرد مثلا با تکرار نشان دادن چهره زشت از اعراب و یا همنشانی اعراب و انفجار و ترور باعث شده است خیلی از مردم جهان نبست به کشت و کشتار در فلسطین بی تفاوت شوند.

با این توضیحات می توانیم به برخی از دلایلی که باعث شده اثردرخور توجهی درباره عاشورا ساخته نشود پی ببریم حال سوال اینجاست آیا نمی توان تفاوت های بالا را از بین برد؟ آیا نمی توان با بهره گیری از تعزیه اصیل ترین هنر نمایشی ایران به سینمایی دست یافت که بتواند عاشورا و ابعاد مختلف آن را به نمایش گذارد؟و یا به علت کم کاری مسئولین و سینماگران این امر اتفاق افتاده است؟ ان شاءالله مابقی این بحث را در قسمت نظرات پیگری خواهیم کرد و از نظرات شما بهره مند خواهم شد.

/ 0 نظر / 32 بازدید