سینمای انتقادی

   واضح است که هر جامعه ای برای رشد و پیشرفت نیاز به انسان های کوشا، فعال، پرنشاط و امیدوار دارد هر چه این انسان ها در جامعه ای بیشتر باشند آن جامعه سریعتر و بهتر رشد می کند چه جامعه دینی باشد چه نباشد مثلاً نگاه کنید به جامعه ای مانند کره جنوبی یا ژاپن که چگونه با فعالیت شبانه روزی افراد جامعه اش به این درجه از رشد و پیشرفت رسید.  

 برای آنکه چنین انسان هایی در جامعه بوجود بیاید ایجاد، تثبیت و افزایش فرهنگ امید و تلاش لازم و ضروری است و چه کسی بهتر از هنرمندان  و علی الخصوص سینما گران می تواند این مهم را انجام دهد وقتی که یک فیلم در سراسر کشور چندین میلیون بیننده دارد و می تواند بیننده را چنان تحت تاثیر قرار دهد که او را بخنداند یا بگریاند. همان فیلم می تواند موجبات یک انقلاب را فراهم کند یا به آن سرعت بخشد چنان که دیدیم در انقلاب اسلامی خودمان چگونه حادثه سینما رکس آبادان که در حال پخش فیلم گوزن ها بود شوری دوچندان در مردم ایجاد کرد.  

 امروز بیش از هر روز دیگر جامعه ما نیاز به حرکت و تلاش و کوشش دارد ولی متاسفانه برخی از فیلمسازان با ساختن فیلم هایی به جای ایجاد حرکت در مردم فضای یاس و نا امیدی را القا می کند فیلم هایی موسوم به "سیاه" یا به تعبیر بهتر "سیاه نما" که نه تنها دردی از جامعه دوا نمی کنند که دردی هستند از دردهای جامعه. مردم امروز ما نیاز به شادی و نشاط دارند (البته از نوع مشروع) و این را با استقبال از فیلم های کمدی اثبات کردند به طوری که در این چند ساله اخیر همیشه پرفروش ترین فیلم های سال فیلم های کمدی بودند از"اخراجی ها"گرفته تا "کما"و"آتش بس"یا همین"دایره زنگی".پس نه مردم علاقه شان این نوع فیلم های سیاه است نه نیاز جامعه اینهاست( که نیازش فیلم های روحیه بخش و محرکاشت) و نه با اهداف نظام مطابقت دارد پس چرا این فیلم ها ساخته می شود؟آیا هنرمندی فقط به دلیل ناامیدی خودش و یا ضعف و ناتوانی در مقابل مشکلات حق دارد فضای یاس و دلمردگی ایجاد کند؟آیا من که نمی توانم مثلاً یک اثر هنری خلق کنم حق دارم تمام دوستان و آشنایان و نردیکان را از انجام این کار منصرف کنم و این کار را آنقدر بزرگ جلوه دهم که دیگران نیز منصرف شوند؟یا باید او را تشویق کنم که اثری خلق کند بلکه به واسطه آن خود من نیز تشویق شوم؟ یا حتی اگر نشوم به هر حال خلق یک اثر بهتر از خلق نشدن اثری است. قطعاً بهتر آن است که من مشوق باشم تا مایوس کننده اما این دست فیلم ها تنها باعث یاس می شود نه تنها با این فیلم ها جامعه رشد نمی کند که مردم با روحیه و پرنشاط را نیز دلمرده می کند و باعث عقب رفت جامعه می شود.اما برخی از کارگردانان به ساختن این موع فیلم ها علاقه مند هستند. 

   آقای داریوش مهرجویی از کارگردانان به نام و صاحب سبک کشور هستند و مثلاً فیلم گاو ایشان مورد تحسین حضرت امام(ره) قرار گرفت همین دو سه سال پیش فیلم بسیار زیبا و دوشت داشتنی "مهمان مامان" ایشان جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم فخر را از آن خود کرد وایشان از این دست جوایز بسیار گرفته اند.   

 ایشان در سال گذشته فیلمی ساخت به نام"سنتوری"که از نوع همین فیلم های سیاه بود هر چند که پایان آن نسبتاً روشن و امیدوار کننده بود- بر عکس فیلم های دیگری از همین دست که با خودکشی و نا امیدی محض به پایان      می رسد-اما آنقدر سیاه نمایی ها در فیلم زیاد است که پایان روشن آن بی تاثیر می شود نزدیک به 40 دقیقه نمایش معتادان با حال و وضع بسیار زننده و منزجر کننده، نمایش علنی تزریق کردن،پدری که برای پسرش تزریق می کند، زنی که شوهرش را در بدترین حال رها می کند و به خارج می رود، پدرو مادری که پسرشان را از خانه بیرون  می کنند، بی پروایی در گفتار و استفاده از هر لفظ  نابجایی علی الخصوص بین زن و مرد اصلی فیلم وترویج شرابخواری و عادی جلوه دادن آن و....  

 آقای مهرجویی آنقدر کارگردان توانایی است که من دوست ندارم این گونه در باره ایشان صحبت کنم ولی صرف توانایی هنری که ملاک نیست و هر کس که هنرمند توانایی بود که دلیل ندارد هر چه خواست بسازد اتفاقاً هرچه هنرمند مطرح تر باشد باید بیشتر در مرد اثرش دقت کند و علاوه بر این ارزش به صداقت و تقوای اوست نه صرف توانایی هنری. اگر هنرمندی صادق نباشد و یا برمبنای امیال شخصی والبته غیر خدایی بخواهد فیلم بسازد اتفاقاً هر چه توانایی اش بیشتر باشد مضرتر است. مگر اینکه واقعاً نیت خدایی داشته باشد.۱ 

حالا اینکه نیت واقعی آقای مهرجویی از ساختن این فیلم چه بود بر ما پوشیده است آیا قصدش انتقاد سازنده بود یا انتقام؟ اگر انتقاد بود که باعث ترویج  فساد و اعتیاد و مشروب خواری و شکستن قبح این اعمال می شد حتی اگر پایان روشن باشد.( همه مردم که از این اعمال آگاه نیستند و اصلاً بلد نیستند.)  

" یک وقت عیب جویی جنبه تحقیر، اهانت، طرف را به خاک سیاه کشاندن و از طرف انتقام گرفتن و چهره او را در نظر دیگران زشت کردن است و این کار در هیچ عرف نجیبانه ای-نمی گویم اسلامی- ممدوح نیست یک وقت هم نه هدف از انتقاد دلسوزی است، تکمیل است، بر طرف کردن عیب است و آینه وار نمودن عیب شخص یا نظام یا مدیر یا مردم به خود آن هاست و این ممدوح است ممکن است به نظر شنونده تلخ باشد اما این تلخی، تلخی گوارایی است.این هیچ ایرادی ندارد حالا من ادعا می کنم از نظر دستگاه هم ایرادی ندارد اگر شما در این تردیدی دارید من به شما صادقانه می گویم لا اقل از نظر شخص من هیچ ایرادی ندارد."  ۲ 

 به هرحال امیدوارم کارگردانانی چون مهرجویی و دیگران با نیت خدایی، صادقانه، خالصانه و به قصد اصلاح به فیلم ساختن ادامه دهند و جامعه و نظام مدیریتی کشور را نقد کنند که کشور ما نیازمند نقد است و امیدوارم مسؤلان نیز با ریو باز از این نقدها استقبال کنند که نقد حق مردم و هنرمندان -به عنوان سخنگویان و پیشروان مردم-و موتور محرک جامعه است.به امید ایران اسلامی آباد و سرافراز

 1-برگرفته از سخنان مقام معظم رهبری در جمع سینماگران   خرداد 86

  2 -سخنان مقام معظم رهبری در جمع سینماگران   خرداد 86

/ 0 نظر / 11 بازدید